هزار ۳۰۰

۳۰۰ ؛ اسکندر و چند فیلم از آمریکایی‌های بی‌رگ و ریشه تولید شد که ریشه ما را بزنند؟!

 زهی خیال باطل که ما بی رگ و ریشه‌تر از آنیم که آنان پنداشته‌اند. نام ایران مگرچند سال است که بر تارک این واحد جغرافیایی می‌درخشد؟....هیچ به این اندیشیده‌ایم که این واحد چگونه شکل گرفته‌است؟  ممکن است گفتن این حرف‌ها خاطر جماعت مکدر کند( این ترس از پریشان خاطری جماعت همیشه یکی از بزرگترین موانع نقد درمملکت ما بوده) اما مردمی که به زور شمشیر صفوی دور هم جمع شدند و هنوز از اقتدار رضا‌خانی به نیکی صحبت به میان آورند با اتحادی که  عقل  طرح آن را در اندازد چه کار؟

 این کار عقلاست که در عین اختلاف بتوانند دور آرمانهای مشترکی جمع بشوند و نه کار این مردم که فرایند ملت‌سازی نتوانسته‌ از آنان ملت سازد(چه اینکه بسیاری از زعمای قوم ما از درک ویژگی‌های واژه ملت-دولت عاجز بودند و هستند). امسال سال اتحادملی نامیده شد و خدا داند که به نام اتحاد چطور شمشیر جهل میانمان شکاف اندازد. این بیت ازمن به ملت شعر دوست شاعرکُش هدیه سال نو:

هزار سیصد اگر سازند دیگران به عناد

به قدر جهلمان نیافکند به میانه فساد

اولین یادداشتم در سال نو این بود. سال نو شده است اما ما نو نشدیم؛ پس تبریک گفتن بیشتر لقه لقه زبان در دهان باشد.


نویسنده : محمد زماني ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ :: پنجشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٦