چند فرسخ تا رْم

در سال ۱۳۳۲ اشرف‌البلاد به همراه ۳۲ شهر دیگر توسط هیات وزیران وقت تغییر نام داد و این یکی شد بهشهر و دیگران نامهای دیگر گرفتند.

چرا چنین تغییر نامی انجام شد؟دقیقا مطلع نیستم. به هر حال این شهر زادگاه من است. هرچند پدر و مادرم و به طور کلی ابا و اجدادم همگی در روستای خانقاه سفلای شهرستان نمین واقع در استان اردبیل ریشه دارند و از این نظر زبان مادری من آذری است.این‌که چگونه شد که ما اینجا سر برآورده ایم داستان فتح بدون خونریزی(!) ایران توسط ترکهاست. دقیقتر آن بماند برای زمانی که نمی دانم و شاید هم هیچ‌وقت.

اکنون با گفتن این چیزها قصد تبار‌شناسی ندارم. بلکه می‌خواهم شما را با خود به سفری که آمده‌ام بیاورم. از ابر شهر تهران به ریز شهری که شاید بیشتر از تهران قدمت دارد لیکن به همین نقطه‌آی که شروع کرده قناعت ورزیده و به کندی  کمی بر محیط خود فزوده.

این سفر برای من معانی بسیار دارد. طبعا نمی توانم تماما برایتان بازگو کنم. آنهم از خلال این پنجره مجازی که حتی اگر می توانستم به گونه‌ای سه بعدی تمام اینجا را به شما نشان دهم نمی توانستم  بوی اینجا را به مشامتان برسانم .مخصوصا کسانی که در حصاری به بزرگی تهران به دام افتاده‌اند و بینی‌شان به دود ودم عادت کرده است که قطعا عاجز بودند از این فهمیدن بوی باران اینجا.

مبادا بپندارید که این سخنان از ولایت‌گرایی( اصطلاح لاتین آن را می‌خواستم بنویسم که هر چه کردم نشد فونت لاتین آن را فعال کنم) نشات می‌گیرد. اینجا در مقایسه با آن کلان شهر برهوت امکانات است و شاید هم برهوت کلاس و معمولا تعریفی از رفتار های جنتلمنانه وجود ندارد. البته نه اینکه بخواهم قدرناشناسانه زادگاهم را به روستایی تقلیل دهم اما به هر حال گاهی نباید بیشتر از روستا در اینجا انتظار داشت تا نا امید نشد.

بااین اوصاف تهران هم یک واقعیت تک رویه و منسجم نیست. تهران از شمال تا جنوبش صد شهر است و هزار روستا.

در این سفر این احتمالا اولین و آخرین مطلب من  باشد که اینجا می نویسم. به قول مردمان کوچه و بازاز حس نوشتن نداشتم خواستم اگر کسی دراین چند روز مراجعه کرد و چیزی ندید بی‌کاری‌ام را به حساب تنبلی نگذارد و نبود امکانات اینجا را سبب(بهانه) اصلی بداند.خدا می‌داند که از بهشهر تا رم چندفرسخ است؟!


نویسنده : محمد زماني ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ :: یکشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٥