اندر حيرت وب­نويسان

امروزه نوشتن در وب مثل حرف زدن در ميان ميليونها مردمي است كه در وسعت صحرايي بي انتها، كاملا مسطح و بدون پستي  وبلندي، بهم فشرده و تنگ هم  جمع شده­اند وهمگي با تمام توان فرياد مي­زنند.هر كس داد خود مي­زند و بيداد خود مي­كند. همه در كنار هم اما غافل از هم. شايد چند نفري در كنارهم يك قصه شوندو يك چيز را فرياد بزنند و شعاري خاص بگويند، اما صدايشان براي ديگران در حد پارازيت تقليل يافته است. در اين چنين جايي حتي چيزي را كه مي گويي خودت نيز به خوبي نمي­شنوي.

چون صحرا مسطح است هيچ كس از مزيت قرارگرفتن بر بلندي نيز سود نمي جويد تا اگر هم صدايش شنيدني نيست، لااقل هيكلش ديدني باشد. براي اينكه به غير از چند نفر دورو برت كسان ديگري هم ببينندت، بايد يا مدام در جاي خود بالا و پايين بپري و يا خداي تعالي از نعمت بلنداي قامت بهره­مندت ساخته باشد.

اين بهم فشردگي و از سويي ديگرهم سطحي همگاني در دنياي مجازي اگر از همان سطح نگريسته شود  ما را به توهم گرفتار بودن در فضايي آنارشيك و آشوب­زده دچار مي سازد و در  حيرتي  فرو مي­برد كه در وهله اول پريشان و نا­اميد­ مي­كند.

اما با برجهيدن از اين شبكه به كمك نيروي عقل‌، در‌مي يابيم  آشوب و وضعيت آنارشيك نه بي نظمي كه وجود نوعي نظم ناشناخته براي  ذهن عادت زده ماست. نظمي كه آن را بايد واكاوييم و بشناسيمش. بايد همتي كنيم و از نو خانه ذهن را بتكانيم وتار عادت را از گوشه هایش بزداییم. 


نویسنده : محمد زماني ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ :: یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦


چرا نمي نويسم

مدتهاست ننوشته ام. همان بهانه های آشنای ننوشتن به اضافه بی عرضگی و بی استعدادی ذاتی....سر جمع معجونی به نام بی مایگی میسازد که پول را بجای قلم کالای مرجح در دست می کند. خدا به فریادمان برسد.

نویسنده : محمد زماني ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ :: شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦