سخنان احمدی نژاد برای استقبال از بوش در رم

 

 

امروز روزنامه کرّیره دلا سرا(Corriere della sera) سخنان احمدی نژاد را ذیل خبر آمدن بوش به رم تیتر کرده است. این روزنامه از قول احمدی نژاد گفته است:بوش نمی تواند حتی یک تلنگر بما ما بزند.

 

اما در آستانه سفر بوش به رم ماموران امنیتی ایتالیایی و همتایان آمریکایی آنها تدابیر سخت امنیتی را تدارک دیده اند.


نویسنده : محمد زماني ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ :: چهارشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٧


هلند ایتالیا را در هم کوبید

پرداختن به فوتبال پنه تخصص من است و نه علاقه خاص من. اما به هر حال شکست ایتالیای قهرمان جهان در بازی اول مسابقات یورو ٢٠٠٨  آنهم با نتیجه ٣-٠ برایم غیر قابل باور و در حد یک فاجعه بود.

نگاهی کلی به مطبوعات ایتالیا انداختم . بوفون دروازبان ایتالیا به نطر من از خیلی از بازیکنان ایتالیایی بهتر عمل کرد اما شجاعانه از طرفداران تیم ملی کشورشان معذرت خواهی کرده است.

روزنامه گازتا دلو سپرتمی نویسد:بوفون با صداقتی در خور موسولیت شکست تیم را می پذیرد."از طرف تیم می خواهم از تمامی طرفداران تیم ملی معذرت خواهی کنم؛آنها(طرفداران) انتظار کسب چنین نتیجه ای را از ما نداشتند، همچنان که ما چنین انتظاری نداشتیم.واضح است که این بدترین مسابقه در طول مدتی دوازده سالی است که من در تیم ملی هستم . هلندی ها پیروزی خود را با کسب نتیجه ای بزرگ مشروعیت بخشیدند...."

یوفا هم امروز گل اول را که مشکوک به آفساید بود، قانونی اعلام کرد. به هر حال دیروز اصلا روز لاجوردی پوشان نبود.


نویسنده : محمد زماني ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ :: سه‌شنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٧


انرژی هسته ای حق مسلم ایتالیایی هاست

وزیر توسعه اقتصادی ایتالیا در اجلاس هشت کشور صنعتی جهان در ژاپن از احتمال هسته ای شدن ایتالیا خبر داد

کلادیو اسکاجولا در نشست هشت کشور صنعتی جهان  در ژاپن در برابر همتایان خود اعلام کرد مواضع ایتالیا در مورد استفاده از انرژی هسته ای عوض شده و دولت جدید تصمیم گرفته است در این مورد در آینده نزدیک به سرمایه گذاری بپردازد.

اگرچه قیمتهای سر سام آور رو به افزایش نفت و سوخت های مشتق از آن توجیه اقتصادی این تصمیم دولت ایتالیا را روشن می سازد،اما این تصمیمی است که ظاهرا حمایت اکثر ایتالیایی را هم در پی دارد.در همین رابطه در نظر سنجی موسسه اکما(ٍEkma) که در 22 می امسال منتشر شد از میان 800 ایتالیایی مورد پرسش قرار گرفته در این نظر سنجی 54.4  در صد با استفاده کشورشان از انرژی هسته ای موافق بودند. بر اساس این سنجی تنها 38.5 در صد ایتالیایی ها با استفاده از انرژی هسته ای مخالفت کرده اند.

اسکاجولا پیشتر نیز در اظهار نظری تقریبا هم زمان با انتشار این نظر سنجی، انژری هسته ای را ارزانترین و سالم ترین جایگزین روشهای تولید انرژی از سوختهای آلاینده فسیلی دانسته بود.

 گفتنی است پس از انفجار نیروگاه چرنوبیل  میلادی در شوروی سابق  در سال 1986که اثرات بسیار زیانباری بر اکوسیستم اروپا به ویژه اروپای شرقی داشت و موجب هراس شدیدی در افکار عمومی اروپایی ها شد،در سال 1987  ایتالیایی ها در رفراندومی رأی به تعلیق فعالیتهای هسته ای کشورشان دادند.


نویسنده : محمد زماني ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ :: یکشنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٧


من برگشتم

زمانی که آن هکر نامرد از پرشين بلاگ کام گرفت کام ما چنان تلخ شد کاز نوشتن منصرف شدم.اما اکنون برگشته ام تا نام ايتاليا که همچنان محبوب ما ايرانيها است را به زبان برانم.

نویسنده : محمد زماني ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ :: یکشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٦


آفت وب نويسي

بين ننويسندگان و نويسندگان چه تفاوتي هست؟در ميان ننويسندگان، آنهايي كه اهل نخواندن  هستند با آنهايي كه اهل خواندن هستند ،چه تفاوتي دارند؟ زماني بود عمده اين افراد ننويسندگان نخواننده بي‌سواد بودند ، اما امروزه بسياري از دسته حتي سواد آكادميك دارند، عده اي كه به يمن حاظف قوي خود توانسته اند مدركي به دست آورند تا شهرت و پول كسب كنند.آنها با اينكه درد معرفت ندارند اما ادعاي آن را خواهند داشت، در حالي كه حداكثر ژورنالهاي تخصصي رشته خود را مي خوانند(تا در رقابت با رقبا عقب نمانند) و گاهي نگاهي به روزنامه ها تا اخبار حوادث يا مثلا گران شدن يا ارزان شدن و در نهايت اگر شرايط بحراني بر كشور حاكم باشد كه احساس خطر براي خود كنند، اخبار بحران را پيگيري كرده باشند.

اين بحث تازه اي نيست و نمي خواهم بگويم كه من مي خواهم حرف تازه اي بزنم. اما از آنجايي كه همچنان مسأله وب‌نويسي(وبلاگ) مورد نظرم است، فكر مي كنم وب نويسي براي اين دسته افراد علاوه بر اينكه مي تواند فرصتي براي تغيير رويه زندگيشان باشد ليكن مي تواند به عنوان عملي توهم زا درباره آنان عمل كند:اينكه اين فرصت اين توهم را براي خودشان و همچنين ما ايجاد كند كه آنها به طايفه نويسندگان اهل مطالعه پيوسته اند. اين فريب به تثبيت و تقويت موقعيت هژمونيك چنين افرادي در سطح جامعه كمك خواهد كرد و حتي ما را مرعوب مي‌كند  كه چنين افرادي هم صاحب جاهند و هم صاحب نظر و ماها كه بيشتر دنبال معلومات بودهايم تا مدرك، احمقهايي بيش نبوده ايم. در نوشته بعدييم به آفت ديگر وب نويسي در ايران خواهم پرداخت....

*نبايد آفت شناسي  وب نويسي را حاصل نگرشي بدبينانه و يا متحجرانه تلقي كرد، بلكه  از آنجايي كه وب نوسي امكان جديدي براي  تضارب آراء تلقي مي شود اين آفت شناسي را  بايد حركتي روشنگرانه در نظر گرفت. معمولا فضاي آفت شناسي در ايران بيشتر دچار حب و بغضي دوجانبه(نويسنده-مخاطب) است. اميدوارم خوانندگان فراتر از چنين حب و بغضي به تحليل نوشته هاي كم مايه من بپردازند.اين مسأله را نبايد فراموش كرد كه آنچه آفت شناسي را از غرولند كردن متمايز مي‌سازد، اميدواري كلي نويسنده به محصولي است كه آفت به آن زده است. بنابراين بايد آفت شناسي تلاشي نجات بخش ارزيابي كرد.


نویسنده : محمد زماني ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ :: یکشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٦


اندر حيرت وب­نويسان

امروزه نوشتن در وب مثل حرف زدن در ميان ميليونها مردمي است كه در وسعت صحرايي بي انتها، كاملا مسطح و بدون پستي  وبلندي، بهم فشرده و تنگ هم  جمع شده­اند وهمگي با تمام توان فرياد مي­زنند.هر كس داد خود مي­زند و بيداد خود مي­كند. همه در كنار هم اما غافل از هم. شايد چند نفري در كنارهم يك قصه شوندو يك چيز را فرياد بزنند و شعاري خاص بگويند، اما صدايشان براي ديگران در حد پارازيت تقليل يافته است. در اين چنين جايي حتي چيزي را كه مي گويي خودت نيز به خوبي نمي­شنوي.

چون صحرا مسطح است هيچ كس از مزيت قرارگرفتن بر بلندي نيز سود نمي جويد تا اگر هم صدايش شنيدني نيست، لااقل هيكلش ديدني باشد. براي اينكه به غير از چند نفر دورو برت كسان ديگري هم ببينندت، بايد يا مدام در جاي خود بالا و پايين بپري و يا خداي تعالي از نعمت بلنداي قامت بهره­مندت ساخته باشد.

اين بهم فشردگي و از سويي ديگرهم سطحي همگاني در دنياي مجازي اگر از همان سطح نگريسته شود  ما را به توهم گرفتار بودن در فضايي آنارشيك و آشوب­زده دچار مي سازد و در  حيرتي  فرو مي­برد كه در وهله اول پريشان و نا­اميد­ مي­كند.

اما با برجهيدن از اين شبكه به كمك نيروي عقل‌، در‌مي يابيم  آشوب و وضعيت آنارشيك نه بي نظمي كه وجود نوعي نظم ناشناخته براي  ذهن عادت زده ماست. نظمي كه آن را بايد واكاوييم و بشناسيمش. بايد همتي كنيم و از نو خانه ذهن را بتكانيم وتار عادت را از گوشه هایش بزداییم. 


نویسنده : محمد زماني ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ :: یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦


چرا نمي نويسم

مدتهاست ننوشته ام. همان بهانه های آشنای ننوشتن به اضافه بی عرضگی و بی استعدادی ذاتی....سر جمع معجونی به نام بی مایگی میسازد که پول را بجای قلم کالای مرجح در دست می کند. خدا به فریادمان برسد.

نویسنده : محمد زماني ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ :: شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦


 

به قول صاحب ابر اردیبهشت من فرق بین نوشته های عاشقانه و سیاسی را نمی‌دانم.احتمالا منظورش این است که من ارزش یک مانیفست عاشقانه را درک نمی‌کنم.من با وجودعلاقه‌ام  به شعر و ادبیات و عشق و عاشقی استعدادی در آنها ندارم. اما می‌فهمم که اکثر مردم مثل من نیستند. آنها به دنبال عشقند و جاه‌طلبی‌ها ما سیاسیون را  شیطانی تلقی می‌کنند. حق هم دارند.درک ما از هستی معمولا معطوف به افزایش قدرت است.

اما در مملکت ما عده‌ای در مصدر بعضی از امور سیاسی قراردارند که در واقع درک سیاسی به شکلی که امثال من دارند ندارند. . آنها معتقدین یا مومنینی هستند که قدرت را کسب کرده‌اند برای اجرای فهم خود از دین. با اصطالاحات مختلفی که در گفتمان اصلاح‌طلبی برای آنها به کار می‌رود کاری ندارم. آنها برایشان جمهوری اسلامی ایران همان صرفا حکومت اسلامی است که زمینه تجلی  فهمشان  از قوانین اجتماعی اسلام را فراهم می‌آورد و ضمانت‌های اجرایی قوانین مذکور تامین می‌کند و به آنها جرات و جسارت می‌دهد تحت عنوان مصلحت‌های سیاسی یک سیاست مدار حرفه‌ای حرکت نکنند و هر زمان که دستشان رسید بدون توجه به مصالح تعریف شده یک نظام سیاسی بشر‌ساخت به برخورد‌های وسیع اجتماعی با کسانی بپردازند که بر اساس فهم آنها عمل نمی‌کنند و علاقه‌ای هم ندارند که در این باره بحثی بشنوند.

حساب اینها از سیاسیون حرفه‌ای جداست. اینها به اصطلاح خودشان مخلص هستند و واقعا هم در مقایسه با ما بسیار مخلصند. طرحهایی چون طرح برخورد با زنان بد حجاب و غیره نیز حاصل تلاش آنان است و اظهار نظر برخی از سیاسیون در حمایت از آنان از سر ناچاری استِ چراکه  ممکن است حمایت متقابل آنان را از دست بدهند.

اما این طایفه مخلصان صرفا محدود به عده‌‌ای ازفارغ‌التحصیلان حوزه‌ای علمیه و بسیجیان جنگ‌رفته و مردم شهر‌های مذهبی نیستند. جالب این است که در میان پدران و مادران وشوهران و خواهران دختران خوش‌‌آب‌ورنگی که در خیابان خودنمایانه به دلفریبی مشغولند نیز عده زیادی هستند که شاید به اندازه این طایفه صدرالاشاره نماز نخوانند و مسجد نروند اما تقریبا از حرکت آنان در برخورد با دخترانشان خواهرنشان و زنانشان دست‌کم در دل حمایت می‌کنند.

این بر می‌گردد به سنت اسلامی که اگرچه اکنون به تمامی پاس داشته نمی‌شود اما حرمت آن نگاه داشته می‌شود و حتی بسیاری از این دختران به ظاهر دین‌ستز(گریز)  نیز عموما به خود جرات نمی‌دهند که با این سنت در افتند و خودآرایی‌هایشان را به شور و شوق جوانی و خامی برخاسته از آن  نسبت می‌دهند و نه یک ستیزش با طرح و برنامه.از این نظر واژه انقلاب ریملی را که ابراردیبهشت‌نویس از آن یاد می‌‌کند باید در حد یک ادعای متهورانه که از روحیه ژورنالیستی وی برمی‌خیزد تلقی کرد. یکی از شواهد این امرهم  این است که بسیاری از دختران به ظاهر انقلابی  بعد از چند سال و به خصوص پس از ازدواج با تغییر چهره‌ای چشمگیر به عقاید پدران و مادرانشان نزدیک می‌شوند.

نکته دیگری که برای من به عنوان سوال مطرح می‌شود این است که چگونه این اصطلاح از زبان یک فمینست شنیده می‌شود؟تا آنجا که می دانم حتی فمینیست‌های سکولار نیزبه شدت از استفاده از جنبه‌های زنانه(ریملی) زنان برای مقابله با هژمونی مردان صحبتی به میان نمی آورند و تا آنجا که می دانم مردان را متهم به ایجاد زمینه‌ای برای تبدیل شدن بسیاری از زنان به عروسکهای آرایش کرده قابل بهره‌برداری می‌کنند. به هر حال من می توانم تصور کنم که با ریمل دل بسیاری از مردان سست شود اما با شناختی که از هم جنسانم دارم مطمئن هستم که این سستی صرفا به ضرر زنان تمام خواهد شد و انقلاب رهایی‌بخش ریملی را به قول ایتالیایی‌ها   نه حتي در خوابNeanche per sogno  نمي توان انتظار داشت(اين جمله از نظر دستور فارسي غلط است اما چاره اي نبود)

 


نویسنده : محمد زماني ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ :: چهارشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸٦


 

مشقت و تعقل

1-عقل چيست؟مجموعه خود بسنده‌اي(قائم به خود) از روابط حاكم بر زبان

 با كمي تسامح عقل همان زبان است و انديشه(معقول) حاصل مهمترين صفت عقل يعني توانايي خود اظهاري يا به تعبير رايج حاصل گرايش به بيان و در واقع عقل ظهورخود عقل و قائم به خود است.                                        

زبان به معناي توانش گفتاري همان عاقل(مبيّن) بودن يا دارا بودن مجموعه‌اي خود بسنده از روابط زباني است و زبان به معناي خود گفتار، معقول(‌مبين).

2- مراتب خود‌اظهاري شامل قوه خود‌اظهاري و سپس صورت اظهار(صوت يا حركات جسماني در عالم ماده) است كه در صورت نظام‌هاي رمزگاني(زبان‌هاي شناخته شده بشري)تحقق مي‌يابد.

3-توانايي عقل به ظهورهاي متفاوت نشانگر وجوه متفاوت واقعيت است.چه اينكه واقعيت(وقايع) حاصل ظهور مدام عقل ‌كل است و از اين نظر وقايع عالَم ظواهر مداوم عقل كل است.

4-احساس مشقت مهمترين انگيزه خود اظهاري است.

5- مرتبه وجودي موجود «خوداظهار‌گر» و اينكه اين موجود چه ميزان استعداد در تحمل امر شاق دارد و در واقع اين امر براي او چگونه تعريف شده ، صورت و شدت خود اظهاري را بيان مي‌دازد.

6-با تحميل مشقت بر موجود عاقل، عقل ابتدا در عين درك نقصي در روند معمول امور  مقدمه براي  فهم مرتبه وجودي خود مي‌يابد. اين فهم  معمولا بر اساس قياس خود  با سنجش واكنش ساير عقول در همان(شبيه) مشقت صورت مي‌پذيرد.

7- فهم  مرتبه به اعتراف به ميزان نقصان‌هاي خود و به سوال از كم وكيف آن مي‌انجامد.

8-از اين نظر خود‌شناسي به دست نمي‌آيد مگر با قرار گرفتن فرد در ميان سيل مشقات.

9- كساني كه بتوانند ربط 8 خط تراوشات ذهني من كه در بالا آمده است با ايتاليا دريابند كار شاقي نكرده‌اند. پيدا كردن چنين ربطي براي كسي كه با من دم‌خور نيست شاق نيست بلكه محال است مگر آنكه علم غيب داشته باشد.


نویسنده : محمد زماني ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ :: یکشنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٦


هزار ۳۰۰

۳۰۰ ؛ اسکندر و چند فیلم از آمریکایی‌های بی‌رگ و ریشه تولید شد که ریشه ما را بزنند؟!

 زهی خیال باطل که ما بی رگ و ریشه‌تر از آنیم که آنان پنداشته‌اند. نام ایران مگرچند سال است که بر تارک این واحد جغرافیایی می‌درخشد؟....هیچ به این اندیشیده‌ایم که این واحد چگونه شکل گرفته‌است؟  ممکن است گفتن این حرف‌ها خاطر جماعت مکدر کند( این ترس از پریشان خاطری جماعت همیشه یکی از بزرگترین موانع نقد درمملکت ما بوده) اما مردمی که به زور شمشیر صفوی دور هم جمع شدند و هنوز از اقتدار رضا‌خانی به نیکی صحبت به میان آورند با اتحادی که  عقل  طرح آن را در اندازد چه کار؟

 این کار عقلاست که در عین اختلاف بتوانند دور آرمانهای مشترکی جمع بشوند و نه کار این مردم که فرایند ملت‌سازی نتوانسته‌ از آنان ملت سازد(چه اینکه بسیاری از زعمای قوم ما از درک ویژگی‌های واژه ملت-دولت عاجز بودند و هستند). امسال سال اتحادملی نامیده شد و خدا داند که به نام اتحاد چطور شمشیر جهل میانمان شکاف اندازد. این بیت ازمن به ملت شعر دوست شاعرکُش هدیه سال نو:

هزار سیصد اگر سازند دیگران به عناد

به قدر جهلمان نیافکند به میانه فساد

اولین یادداشتم در سال نو این بود. سال نو شده است اما ما نو نشدیم؛ پس تبریک گفتن بیشتر لقه لقه زبان در دهان باشد.


نویسنده : محمد زماني ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ :: پنجشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٦